بحثی پیرامون قانون مجازات جدید
| ويسنده : نجفي توانا |
قانون مجازات اسلامي ثمره 3 دهه آزمون و خطا در قوه قضاييه و مقننه بوده است. اين قانون يکي از چالش برانگيزترين و در عمل داراي مشکلات اجرايي و متضمن خلا»، ابهام و اجمال فراوان بود و به تدريج که از عمر قانون مجازات اسلامي مي گذشت، تجارب حاصله مکتسبه از نقاط ضعف و ابهامات آن، زمينه تغيير و اصلاح برخي از مواد قانون را فراهم کرد. در نهايت نظام قضايي و تقنيني کشور به اين باور رسيد که قانون مذکور از جهاتي چند متحمل تغييرات اساسي يا جزيي گردد; به همين دليل لايحه اوليه که به مجلس ارسال شد تغييرات جديدي در مقررات سابق ايجاد کرد که در برخي موارد انصافا مناسب و قابل توجه بود. مسايل مربوط به مصونيت کيفري نسبي براي افرادي که دچار جنون نبودند ولي از اخلال نسبي رواني رنج مي بردند، باعث مي شد که در رسيدگي هاي کيفري، بويژه در مورد قتل هاي ناشي از عصبيت، قتل هاي انزجاري يا قتل هاي اتفاقي به دليل از دست دادن کنترل يا به علت بيماري هاي شيزوفرني و روان پريشي که اختلال جدي در سيستم رواني افراد ايجاد مي کرد، خودداري کرده و آنها را به مجازات هاي ديگري برسانيم. در مورد اطفال نيز اين قانون رويکرد مترقي و متفاوتي با گذشته ارايه کرد; اطفالي که کمتر از سن 18 سال دارند صرفا بر اساس بلوغ ظاهري آنها مورد مجازات کيفري قرار نمي گرفتند و مصونيت کيفري نسبي داشتند; در بخش هاي ديگر اين قانون ابتکارات جديدي مانند تعويق مجازات و غيره پيش بيني شده بود که در مجموع از ابعاد مثبتي تلقي مي شد. جالب اينکه در بحث قتل عمدي با رويکردي کاملا متفاوت زمينه اي را فراهم مي کرد که افرادي که بصورت انتفاعي مرتکب قتل مي شدند، قرباني آنها بيمار بود و در شرايط خاصي بسر مي برد و يا همان شرايط باعث مرگ وي مي شد، مجازات اصلي يعني قصاص نسبت به آنان اعمال نشود، مجموعه اين قوانين باعث شد که ما در بخش قتل از اعمال مجازات قصاص در مورد بسياري از قتل هاي اتفاقي خودداري کنيم. متاسفانه لايحه مذکور در صحن مجلس مورد قبول قرار نگرفت. باز مانند گذشته و برخلاف رويه قانونگذاري اغلب کشورها کميسيون قضايي پيش نويس قانون فعلي را تهيه و تصويب کرد که البته تغييرات عمده اي در مقررات لايحه قبلي اعمال نمود. با وصف تغييرات زياد در قانون قبلي، قانوني که هم اکنون سير تقنيني خود را گذرانده و مورد تصويب شوراي محترم نگهبان قرار گرفته است، قطع نظر از اينکه برخي ابعاد منفي قانون سابق را دارد، کيفر محور است، اين ويژگي يعني توسل به مجازات براي مبارزه با جرم و عدم توجه کافي به بحث اصلاح و تربيت مجرم که لازمه يک سياست جنايي و واقع بينانه و موفق است، اين قانون را مورد نقد بسيار قرار داده است. مع الوصف قانون جديد داراي چند نکته مثبت در مورد استفاده از تخفيف تعليق و تعويق مجازات است که به ويژه در مورد تعويق مجازات جنبه ابتکاراي دارد;تعويق براي اولين بار در نظام تقنيني ما چنين تاسيسي وارد مي شود، در بخش ارتکاب جرم توسط افرادي که داراي اختلال نسبي رواني هستند ولي مجنون نيستند، متاسفانه قانون جاري سازوکارهاي قانون قبلي را حذف کرده و آن بستر و ظرفيت قانون قبلي در قانون جديد وجود ندارد. در بخش قتل عمدي خوشبختانه تغييرات مثبتي ايجاد شده که با لايحه قبلي تا حدي مشابهت دارد البته با انجام برخي تغييرات در نهايت پيام قانون جديد اين است که به هرحال در خصوص قتل هاي اتفاقي، ناشي از اشتباه و قتل هايي که شخص در حالت انفجاري انجام مي دهد، اين امکان وجود دارد که با عنايت به رکن معنوي يعني شرايط روحي و رواني شخص، علم و اطلاع وي از آلت رم، شرايط ارتکاب جرم و نتيجه جرم، مجموعا باعث شود که با تبديل جرم از قتل عمدي به غيرعمدي بسياري از مرتکبين قتل را از مجازات اعدام برهانيم. |
این وبلاگ فعالیتی است جهت استفاده از فضای مجازی سایبر برای ارتقا فعالیتهای آموزشی حقوق جزا و جرم شناسی دانشجویان رشته حقوق شهرستان بروجرد